amir hosseinamir hossein، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره

مامان نویس

تکلیفمون معلوم شد.....

سلام عشقم نفسم..جیگرم.. امروز دیگه تکلیف منو شما مشخص شد...تاریخ تولدت ٢٠ آذر هست عشقم..کمی طاقت بیار فقط ٢٠ روز دیگه شکم تاریک مامان مهنوشو تحمل کن فدات بشم... بابایی خیلی بیقراره... اسم دکتری که شمارو به دنیا میاره مولود جون هست.. چه اسم زیبایی داره مگه نه..؟؟؟ نسبت به ویزیت بلی بازهم وزنم زیاد شده.الان٧١.٥ کیلو هستم.. کم کم در حد انفجارم ...
30 آبان 1390

مادرانه

سلام گل مامان حالت چطوره؟؟؟؟؟؟ .. الهی فدات بشم.. امروز حرکاتت خیلی کم بود ..ولی تا بابایی باهات صحبت کرد...حالت خوب شد.. کلک دلت واسه بابایی تنگ شده بود...pesaram دیگه کم کم باید قدم های کوچیک ونازتو بذاری به این دنیا فدات بشم قول میدم بهترین مامان دنیا واست باشم....   pesaram ببخشید که این روزها مامان یه کم گریه میکنه وحال تو راهم خراب میکنه.... آخه منم دلم برای مامان و بابام تنگ شده..اگه بودن جشنمون تکمیل تر بود... میدونم که اونا هم مارو میبینم..هم احساس مارو میفهمن... ولی با همه این حرفها من کمبودشونو احساس میکنم..الهی روحشون شاد باشه ...
27 آبان 1390

خدایا

خدایا دلم خیلی گرفته احساس تنهایی میکنم..  دلم مامانمو میخواد ای خدا از تنهایی خسته شدم.. میخوام گریه کنم...دلم گرفته.... خدایا فقط ازت میخوام کوچولو ی نازمو در panahe خودت نگه داری.. خدایا ازت میخوام نی نی چونم سالم سلامت بیاد در آغوش من و عشقم......خدا تا زمان تولدش حافظ و نگهدارش باش
22 آبان 1390

گپ های مامان باپسر طلا

سلام عشقم.. وای که دیگه چیزی به دیدارمون نمونده... حسابی جات تنگ تونگ شده..فدات بشم الهی.... همین الان داری تو دلم تکون میخوری عسلم...دلم خیلی واسه ی این شبهای با هم بودنمون تنگ میشه...دوست دارم عسلم... الهی که مامان خوبی واست باشم..  تو هم باید قول بدی pesrehخوبی باشی واسم..... خیلی دوست دارم... الهی سالم سلامت بیای بغلمون... بابایی هم خیلی بی قراری میکنه برای دیدنت ...
22 آبان 1390

دردل مامان

سلام نفسم.. قربونت بشم که ورجه ورجه میکنی تو دل مامان.. کمی تحمل کن تا تولدت چیزی نمونده..فقط ١ ماه و٥روز دیگه طاقت بیار  میدونم جات تنگ و تاریکه ولی باید تحمل کنی جیگرم... منم مواظبت هستم بوس بوس...
14 آبان 1390

دلنوشته

pesaramسلام.. خوبی گلم..ماه ٨ هم داره به آخر میرسه... جات حسابی تنگ شده مگه نه؟؟.. بمیرم واسه اون دست و pahay مچالت..دیگه تو دل مامانی جات تنگ شده .. تحمل کن که دنیا خیلی وسیعه یه گوشه اش هم الان خالیه که متعلق به تو هست جیگرم...باید بیای و جای خودت روpeyda کنی... الان در ماه آبان هستیم...٢٥/٨ سالگرد عروسیمون هستpesaram ..فدات بشم امسال جشن ما ٣نفره است با اینکه تو دلمی ولی ما احساست میکنیم....الهی شکرت... خدایا ازت ممنونم همه چیز آرومه..غصه ها خوابیدن....من خوشبخت ترین زن و مادر دنیا هستم.... ...
12 آبان 1390

برای پسرم

سلام عشقم...ا الهی من فدات بشم....   کم کم داریم به تاریخ تولدت نزدیک میشیم poram از استرس نمیدونم چرا گلکم مواظب خودت باش تا سلامت بیای بغلم جیگرم... از همه ی وسایلات عکس گرفتم قول میدم زودی واست بذارم تو وبلاگت که واست به یادگار بمونه... ...
12 آبان 1390

تشکر

سلام به دوستای خوبم.. ببخشید که یه مدت نبودم..مشغول خرید لوازم نی نی جونم بودم... حال تخت و لوازم بهداشتی شو هنوز نخریدم.... تشکر میکنم که به یادم بودید ...
12 آبان 1390

دیگه طاقت ندارم.......

سلام گلم..عشقم ...نفسم.. مامان دیگه کم کم داره خسته میشه...کار کردن واسم شده مثل شکستن شاخ آقا غوله.. وزنم زیاد شده paham شدیدا درد میگیرن و مدام خواب میرن.... بابایی مبل ها را فروخت واسمون مبل جدید خرید..فرش جدید خرید..کلی خونمون قشنگ شده.. کمدت هم تا هفته ی دیگه به امید خدا حاظر میشه... دعا کن خدا یه صبری به این مامانه کم  طاقتت بده... دوست دارم هزارتا...................... از طرفی خسته شدم..از طرفی وقتی تو دلم تکون میخوری بهترین حال دنیارو دارم.... دیگه چیزی نمونده کم کم بغلت میکنم نفس....... ...
23 مهر 1390

گزارش سونو31 هفته و 4روزگی....

سلام گلم عمرم نفسم.. الهی فدات بشم همین الان از سونو گرافی آمدم.. سرت کاملا برگشته..وشرایط زایمان طبیعی فراهمه.. ولی چون من یه تصادف شدید داشتم که لگنم شکسته نمی تونم طبیعی زایمانت کنم..وباید مدارک pezeshkimo از بیمارستان بگیرم تا سزارین بشم... گل مامان وزنت تا امروز٧٠٠/١ هست که خانم دکتر گفت خوبه... الهی شکر همه ی این خبرهای خوش بهانه ای است برای شکرانه ی خدای مهربون....دوست دارم....راستی بازهم صدای قلب مهربونتو شنیدم... دیگه کم کم واسه خودت آقا شدی..قدو بالات بلند شده....دست وpahatبزرگ شده...داری آماده میشی تا بیای بغل مامان و بابا ...
16 مهر 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مامان نویس می باشد